amir jahanshahkhan

2008-09-06 21:05:00

امیر افشار جهانشاهخان

دومین فرزند فاتح کرسفی (از توابع شهرستان خدابنده ) محمد حسن خان معروف به امیر جهانشاهخان از افشار های تیره قاسملو است که فرمان ریاست ایلات افشار را از ناصر الدین شاه قاجار داشته قدرتمند ترین امیر مطلق العنان خمسه بمرکزیت زنجان بوده قلمرو نفوذش از طرفی به همدان و از سوئی به گروس و حدود اردبیل منتهی می شد همه مالکین بزرگ وخوانین منطقه مجبور به اطاعت و فرمانبرداری از او بودند حتی حکامی که از مرکز بفرمان شاه عازم زنجان بودند خود را ناگزیر از احترام و صلاحدید و مشورت او می دیدند . جهانشاهخان که حوادث روزگار پر آشوب اورا ورزیده و آبدیده کرده بود در تهران با سردمداران و رجال طراز اول مانند میرزا علی اصغر خان صداعظم امین السلطان اتابک میرزا حسین خان مستوفی مصطفی قلی خان الوندی میر شکار با نفوذ شاه حسین قلی خان والی پشتکوه و فرمانفرما روابط دوستانه و حسنه داشته و هر از چند گاهی از آنها در مقر حکومتی خود ( کرسف ) پذیرائی شاهانه می نمود در این زمان سنه 1306  ق میرزا محمود خان قاجار با فروش منزل مسکونی خود توانسته لقب احتشام السلطنه و حکومت زنجان را بدست بیاورد و در خاطرات خود می نویسد ( دو ایل بزرگ افشار و دویرون در خمسه اقامت دارند که ابوالجمعی مخصوص امین السلطان بودند ایلات مزبور همه وقت اسباب اغتشاش ولایت بوده وهستند و خواهند بودجهانشاه خان که شخصاًٌ متعدی و مستقل و به زور تعدی و قوت تمام املاک مردم را خریده یا بهتر بگویم ضبط کرده بود و با وجوداو حکومت در خمسه غیر ممکن بود  پس از اینکه وارد خمسه شدم  جهانشاهخان که مامور استرآباد بود میرزا موسی پیشکار خود را با چهل من روغن و یک راس اسب به عنوان تبریک ورود نزد من فرستاد هیچ یک را قبول نکردم زیرا که قبول تعارف و پیشکش بر ضد مذهب ومسلک من بود میرزا موسی هم عدم قبول پیشکشهای ارباب خود را دلیل قطعی و دشمنی و ضدیت من تلقی کرد هنگامی که شاه برای عزیمت به فرنگ به زنجان آمد و روزی که می خواست از زنجان و خمسه خارج شود میرزا موسی وسران سپاه حاضر بودند امین السلطان به من اظهار داشت فلانی ایل افشار نان خانه و همه چیز من و میرزاموسی مثل پدر من است باید به این ایل خیلی مساعدت و حمایت و همراهی کنی با این حساب وقتی میرزا موسی که نوکر جهانشاه خان است پدر صدراعظم باشد و ایل افشار نان خانه او بنده که حاکم و یکی از اعضای خیلی کوچک دولت هستم چه شان و محلی خواهم داشت ؟ زمانی شجاع الدوله حاکم تبریز و مراغه می خواست که زنجان را هم ضمیمیه قلمرو خود نماید و برادرش سردار موید هم حکومت زنجان را  داشت امیر افشار با او که سی هزار قشون حربی داشته جنگید و شکست سختی به او وارد ساخت فیلسوف بزرگ شادروان حکیم هیدجی در دیوانش به او سردار موید حاکم زنجان ) اشاره کرده است .

ای ترک سنون تللریوه طارم وخلخال                 قربان اولا اول خالوه تبریز و مراغه

سردارموید آجوقی گلیه بو سوزدن                                             

با علیرضا خان گروس سالار الدوله از لحاظ املاک هم مرز بوده و همواره به او متعرض درگیری مفصلی که سواران امیر با طرفداران سالارالدوله داشته با کشته شدن علیرضا خان در حوالی روستای مزید آباد سجاسرود غائله ختم می شود بارها جهت حفظ آرامش و اغتشاشات داخلی حکام زنجان از او کمک خواسته اند و اجابت کرده حتی در برقراری نظم کشور در خراسان سواران او دخالت داشته اند در انقلاب مشروطیت سردار اسعد بختیاری مامور حفظ آرامش زنجان و یپرم خان ارمنی هم دستور تبعید مجتهد مقیم زنجان حجت الاسلام ملاقربانعلی ارغینی را داشته با آنها همکاری نموده و وسایل حرکت مجتهد را به عتبات عالیات فراهم کرده و طرفداران او را قطعه قطعه نموده است . زمانی امیر بر سر یک اتهام واهی بدون بررسی همسر و مردی به نام بابا را بقتل رسانید ناقلان اخبار این واقعه را بگوش ناصرالدین شاه رسانیدند او هم بلافاصله حکم امیری او را لغو و امر به احضارش داد برای ابلاغ فرمان شاهزاده احتشام السلطنه خام و بدون تجربه مامور می گردد قشون دولتی با سواران امیر در حوالی کوه قیدار تلاقی می نمایند عبدالعلی میرزا فرمان خلع او را به وی ابلاغ می کند امیر چون وضع را نامساعد می بیند دستور حمله و تیر اندازی به سواران خود را صادر می نماید در این نبرد هم امیر و هم حاکم زنجان زخمی می شوند و شکست سختی به زنجانیان وارد می شود امیر دستور می دهد شاهزاده را حبس می نمایند یکی از شعرا جریان محاربه امیر را با احتشام السلطنه به نظم کشیده و آن را جهانشاهنامه نامیده است  که قسمتهای از آن ابیات را ذیلاًٌ می آوریم

الا ای صبا قاصد اهل راز                                           برو پیش استاد شهنامه ساز

زمین بوس بعد از طریق ادب                                    از او بر پریشان اجازت طلب

شهان را اگر شاهنامه خویش است                           جهان را جهانشاهنامه خوش است

روان گشت از هر طرف پیک مرگ                           گلوله ببارید همچون تگرگ

اجل خاک بر فرقها ریخته                                       قضا زهر بر جامها بیخته

همه کشته افتاده اندر مغاک                                   همه سینه از تیغ ها چاک چاک

امیر از قضا داد با ضرب شصت                                   به لشگر گه شاهزاده شکست

فتادند زنجانیان در گریز                                           کجا دیده بودند شمشیر تیز

امیر که شاهزاده قاجار را در کرسف محبوس نموده او را به دست طبیب حاذقی سپرد که به زخمهایش مرحم بگذارد ولی تشویش و نگرانی از عاقبت چنین اشتباه بزرگی او را واداشت که شبانه از طریق بند انزلی ایران را به قصد روسیه ترک نماید هر چند در پایتخت کسان پرنفوذی داشت که بتواند ضایعه چنین هولناک را رفوکنند و این اتفاق را بحساب کم تجربگی خاکم زنجان واریز نمایند همینطور هم شد و امیر بعد از مدتی با وساطت علما و طرفداران مرکزی بر سر کار خود مراجعت نمود تا با سردار اسعد بختیاری . یپرم خان ارمنی در تبعید مجتهد مشروطه خواه مقیم زنجان حجت السلام ملا قربانعلی ارغینی سهمی داشته و طرفداران اورا در زنجان قطعه قطعه نماید و به اصطلاح امنیت وآرامش را به زنجان باز گرداند قبل از فرا رسیدن سال 1299  شمسی با رضا خان سردار سپه آشنائی کامل داشت در نهضت جنگل و اعزام قوا به شمال همکاری نموده بود ولی رضا شاه پس از استقرار نظم و امنیت قانون و بر انداختن میرزا کوچک خان اسماعیل آقا سمیتقو نایب حسین کاشی شیخ خزعل سایر گردنکشان استقلال طلب با او هم که علی الاصول نوبتش رسیده بود کم مهر شد و ارزیابی قبلی خود را نسبت به وی کاملاًٌ تغییر داد طوری که امیر داوطلبانه و محترمانه در تهران به حضورش رسید و از او تقاضا نمود اجازه دهد که بقیه عمر را در عتبات عالیات مقیم و نایب الزیاره باشد شاه هم موافقت نمود و امیر جهانشاهخان افشار  رهسپار نجف اشرف گردید و پس از اندک مدتی اقامت درآنجا در سال 1307  شمسی مطابق با سنه 1347 قمری درجوار آرامگاه ملکوتی حضرت امیر المومنین علی ابن ابی طالب ( ع) در سن 90 سالگی بخاک سپرده شد مرحوم آیت اله حاج سید  ابراهیم  می نویسد جنازه در زیر یکی از حجرات بالای سر حضرت علی (ع) مدفون گردید و عکس او با فرمانفر ما در بالای سرش نصب شده است .

ماخذ:

1.        خط سوم در انقلاب مشروطیت ایرا ن نگارش ابوالفضل شکوری ص 353

2.       دانشنامه و دیوان حکیم هیدجی ص 21

3.      تاریخ ابهر تالیف راقم ص 257

4.       تاغریخ زنجان و دانشمندان ص 158 تالیف حاج سید ابراهیم موسوی صائین قلعه ای .

0
0
0
Yorum Yaz